درمورد سی پی یو

پنتیوم ، نسل پنجم پردازنده های شرکت اینتل دارد به آرامی به پایان خود نزدیک می شود. پنتیوم که در سال 1993 پس از پردازنده های 486 به بازار معرفی شد در ابتدا قرار بود 586 نام بگیرد ولی به دلیل اینکه از نظر حقوقی ثبت اعداد به عنوان نام تجاری ممکن نیست و اینتل نمیخواست رقبا بتوانند نام گذاری مشابهی برای محصولات خود داشته باشند نام آن را به پنتیوم تغییر داد. ( که این کار موجب شد رقیب بزرگ اینتل یعنی ای.ام.دی نام محصولات خود را به K5,K6 و Athlon تغییر دهد). مهم ترین تغییرات پنتیوم نسبت به 486 شامل معماری ابر اسکالار -Superscalar - ( که به پردازنده اجازه می دهد در یک چرخه بیش از یک دستور العمل را اجرا کند) ، باند 64 بیتی اطلاعات و مجموعه دستور العمل های MMX بود. پنتیوم عملا سالهاست که تنها پردازنده CISC مطرح جهان است و این در حالی است که تمامی رقبای آن یعنی Sparc, Mips,Alpha,PowerPC از معماری مدرن تر RISC استفاده می کنند. البته پنتیوم های مدرن نیز در هسته اصلی خود دستور العمل ها را از سیسک به ریسک تبدیل می کنند. پنتیوم نقطه ضعف های دیگری نیز نسبت به رقبای خود دارد که از جمله میتوان مصرف بالا، تولید حرارت زیاد، استفاده از دستورالعمل های 32 بیتی (رقبا همگی 64 بیتی هستند)و نیاز به فرکانس بالا برای رقابت با سایر پردازنده های هم نسل خود را نام برد.


در این قسمت به بیان مطالب کلی در مورد سی پی یو ( CPU ) می پردازیم

پنتیوم ، نسل پنجم پردازنده های شرکت اینتل دارد به آرامی به پایان خود نزدیک می شود. 
پنتیوم که در سال 1993 پس از پردازنده های 486 به بازار معرفی شد در ابتدا قرار بود 586 نام بگیرد ولی به دلیل اینکه از نظر حقوقی ثبت اعداد به عنوان نام تجاری ممکن نیست و اینتل نمیخواست رقبا بتوانند نام گذاری مشابهی برای محصولات خود داشته باشند نام آن را به پنتیوم تغییر داد. ( که این کار موجب شد رقیب بزرگ اینتل یعنی ای.ام.دی نام محصولات خود را به K5,K6 و Athlon تغییر دهد). مهم ترین تغییرات پنتیوم نسبت به 486 شامل معماری ابر اسکالار -Superscalar - ( که به پردازنده اجازه می دهد در یک چرخه بیش از یک دستور العمل را اجرا کند) ، باند 64 بیتی اطلاعات و مجموعه دستور العمل های MMX بود. پنتیوم عملا سالهاست که تنها پردازنده CISC مطرح جهان است و این در حالی است که تمامی رقبای آن یعنی Sparc, Mips,Alpha,PowerPC از معماری مدرن تر RISC استفاده می کنند. البته پنتیوم های مدرن نیز در هسته اصلی خود دستور العمل ها را از سیسک به ریسک تبدیل می کنند. پنتیوم نقطه ضعف های دیگری نیز نسبت به رقبای خود دارد که از جمله میتوان مصرف بالا، تولید حرارت زیاد، استفاده از دستورالعمل های 32 بیتی (رقبا همگی 64 بیتی هستند)و نیاز به فرکانس بالا برای رقابت با سایر پردازنده های هم نسل خود را نام برد.
در واقع این که پنتیوم به سرعت به پایان زندگی خود نزدیک می شود کاملا قابل پیشبینی بود. در واقع سالهاست که اینتل پردازنده های مدرن 64 بیتی خود به نام ایتانیوم را به عنوان جایگزین پنتیوم و برادر پرقدرت تر آن یعنی -Xeon- به مشتریان پیشنهاد می کند. پس این سوال به ذهن میرسد که خوب پس حالا که مردم به زودی پنتیوم های خود را به ایتانیوم ارتقا خواهند داد و همه چیز به خوبی تمام خواهد شد چه جای نگرانی است و چرا باید این مطلب را بخوانیم؟ 
پاسخ خیلی ساده است: اگر به اطراف خود نگاه کنید هیچ اثری از پردازنده های ایتانیوم نمی بینید. در واقع فروش ایتانیوم مانند قدرت محاسباتی و بازده آن بسیار پایین تر از سطح انتظار بوده است. پروژه ایتانیوم از زمان تولد تا به حال دچار مشکلات زیادی بوده است به شکلی که اگر اینتل ایتانیوم را رها کند هم جای تعجب زیادی نخواهد بود. سوای فروش ضعیف و قدرت پردازش ناکافی نه تنها در مقایسه با رقبای مانند اولترا اسپارک و پاور پی سی ، حتی در برابر محصولات خود شرکت یعنی پنتیوم 4 و زئون نیز قابل قبول نبوده است، اینتل اولین ضربه را از رقیب هوشمند خود یعنی ای.ام.دی زمانی خورد که مجبور شد معماری 64 بیتی خود را رها کند و پردازنده هایش را با معماری موسوم به AMD64 ادونسد میکرو دیوایسز بسازد. در این مورد خاص کلک همیشگی گمراه کردن مردم و رسانه ها با نامگذاری های پیچیده نیز مانند ماجرای پردازنده های Pentium M و کمپین تبلیغاتی Centrino که باعث شده بیشتر مردم فکر کنند سنترینو یک پردازنده است نگرفت و عموم جامعه آی تی امروزه می دانند که معماری EM64T اینتل درواقع همان AMD64 ای.ام.دی است که نامش عوض شده تا کسی متوجه نشود که اینتل دارد عملا از تکنولوژی شرکت رقیب اش درس می گیرد. 

ضربه دوم کاری به پردازنده ایتانیوم شکست فروش آن در بازار ایستگاه های کاری بود و این در زمانی اتفاق افتاد که اچ.پی ایستگاه های کاری ایتانیوم خود را از بازار خارج کرد. (برای اینکه متوجه عمق فاجعه شوید توجه شما را به این نکته جلب می کنم که90 در صد فروش ایتانیوم متعلق به اچ .پی بود) شکست های پی در پی ایتانیوم در برابر موفقیت های پی در پی ای.ام.دی که عملا از زمانی که پردازنده های اتلون را وارد بازار کرده تا به حال تغییر استراتژی خاصی نداشته بسیار قابل توجه است خصوصا اگر "نقشه راه" پردازنده های پنتیوم را نگاه کنید تا متوجه شوید اینتل چند بار در معماری پردازنده های خود تغییر عقیده داده است:




 


استراتژی اول اینتل : 

از Pentium Pro به Pentium III به Pentium M ( میتوان آن را مسیر سنترینو نام گذاری کرد )

این مسیر پردازنده های خنک، با فرکانس پایین و کم مصرف اینتل است. (توجه کنید که چطور اینتل دارد پردازنده های سرور و لپتاپ خود را یکی می کند.

استراتژی دوم اینتل : 

از 386 به 486 به پنتیوم 1 و 2 به پنتیوم 4 ( که می توان آن را مسیر پنتیوم 4 نام گذاری کرد)

این مسیر پردازنده های پر مصرف، گرم و با فرکانس های بالا اینتل است که با رسیدن به سقف 4 گیگاهرتز از رده خارج خواهد شد.

استراتژی سوم اینتل : 
ایتانیوم 1 ، ایتانیوم 2، ایتانیوم 3

خلاصه اینکه پردازنده های مربوط به استراتژی 2 به بن بست فنی رسیده اند و عملا پنتیوم 5 یا پنتیوم 4 بالای 4 گیگاهرتزی دیگر به بازار نخواهد آمد و یا اگر بیاید تنها نام تجاری آن پنتیوم است. استراتژی 3 اینتل ، که پر خرج ترین پروژه تاریخ آی تی پس از پروژه (موفق) آی.بی.ام 360 است بسیار به کندی پیش می رود. (منتقدان پروژه ایتانیوم را "ایتانیک" نام گذاری کرده اند) و عملا چیزی که باقی می ماند استراتژی فعلی اینتل یعنی سنترینو است که قطعا در برابر رقبایی مانند اولترا اسپارک، اپترون و پاور پی سی حرفی برای گفتن ندارد.

پس در آینده باید چه پردازنده ای بخریم؟

پردازنده های ایتانیوم به دلیل ساختار 64 بیتی شان توانایی اجرای نرم افزار های 32 بیتی فعلی را به صورت مستقیم ندارند و تنها راه اجرای برنامه مرد نیاز شما بر روی این پردازنده این است که یا صبر کنید تا نسخه 64 بیتی آن نوشته شود ( مثلا فتوشاپ64 بیتی به بازار بیاید) یا این که از نرم افزار های شبیه ساز استفاده کنید.
خوب چون آمدن نسخه های 64 بیتی نرم افزار ها مدت زیادی به طول خواهد انجامید پس باید به سراغ شبیه سازی برویم. هر شبیه سازی موجب افت بازده پردازنده خواهد شد، محققیت اعلام کرده اند ایتانیوم با نرم افزار شبیه سازی شده هم سرعت یک پردازنده زئون با سرعت مشایه خواهد بود. در حالی که این موضوع برای محققین ممکن است هیجان انگیز باشد، قطعا شما علاقه ای ندارید که پول خود را برای پردازنده ای بسیار مدرن خرج کنید و سپس سرعت آن را با شبیه سازی پایین بیاورید. این مانند خریدن یک پورشه و تبدیل آن بازدن یک کلید به فولکس واگن است چون فرضا برای پورشه شما هنوز جاده ای ساخته نشده است.

یک نکته کوچک قابل ذکر دیگر درباره ایتانیوم سخت افزار آن است، تمام کسانی که با سیستم عامل ویندوز تجربه کاری دارند به خوبی به خاطر می آورند که مهاجرت از پردازنده های 16 بیتی اینتل به پردازنده های 32 بیتی چه ضرر های جبران ناپذیری از نظر مالی و زمانی برای مدیران شبکه به ارمغان آورد. حالا خودتان را تصور کنید که در حال جستجو برای درایور 64 بیتی برای کارت گرافیک یا صدای کامپیوتر تایوانی خود هستید تا بفهمید چرا هیچکس علاقه ای به ایتانیوم نشان نمیدهد.

حالا شما خواهید گفت که این استراتژی کند مهاجرت به ایتانیوم چیز جدیدی نیست و اینتل و مایکروسافت همینطور که توانسته اند بخش اعظم بازار آی.تی را ده ها سال عقب مانده تر از بقیه بخش های بازار نگه دارند،این بار هم می توانند با یک استراتژی 20 ساله به آرامی سخت افزار و نرم افزار 64 بیتی را به جامعه آی.تی بفروشند. متاسفانه یا خوشبختان این گزینه نیز دیگر شدنی نیست ، به دلیل این که این بار رقبای اینتل و مایکروسافت نه بر روی پلت فرم های بسته و کوچک خود مانند مک، دیجیتال، اس.جی.آی ، بلکه در بازار x86 و ویندوز در حال رقابت سخت با اینتل و مایکروسافت هستند.( یعنی مردم نیازی ندارند برای نسخه 64 بیتی ویندوز یا پردازنده بعدی اینتل صبر کنند و می توانند به جای آنها از پردازنده های اپترون یا از لینوکس، مک او.اس یا سولاریس استفاده کنند).

بیشترین خطر بازار اینتل را زمانی تهدید می کند که "سوخت" پردازنده های کلاسیک پنتیوم به پایان برسد در حالی که از پردازنده های جدید تر 64 بیتی هنوز خبری نیست. این جا دقیقا جایست که فرصت مجال به پردازنه های رقیب یعنی اپترون می دهد که در عین 64 بیت بودن می توانند بدون شبیه سازی نرم افزار های 32 بیتی موجود را استفاده کنند. اینتل این روز ها در تدارک تولید پردازنده ای از خانواده زئون است که دارای امکان پشتیبانی 64/32 بیتی به طور همزمان می باشد و این می تواند حضور اینتل را در بازاری که خودش 30 سال پیش به وجود آورد دوباره معنی دار کند. 

دکتر اندرو گروو - Andre Groove- مدیر عامل اینتل زمانی می گفت " تنها ذهنیت های پارانووید زنده می مانند". امروزه ظاهرا زمان مرگ یکی از این محصولات خوش بین رسیده است


 


اینتل،رقیب سرسخت خود را از پای در آورد.
اینک پنتیوم 4 پرسرعت ترین پردازنده ی دنیا را در خود جای داده است:
دراولین آزمایش،پردازنده ی 3.2 گیگاهرتزی اینتل،آتلون اکس پی 3200+ را دوشقه کرد!
فناوری فرانت باس 800 مگاهرتزی اینتل برگ برنده ای بود که ای ام دی را از پای انداخت. چرا که آتلون اکس پی 3200+ تنها 400 مگاهرتز قدرت دارد. سرعت تصاویر رزولوشن 1024 در 768 در محصول اینتل 128 فریم در ثنیه و در آتلون اکس پی،102 فریم است.
شرکت xis اینک دسکتاپ خود مجهز به 3.2 را 3778 دلار و سیستم مجهز به آتلون را 3319 دلار به فروش می رساند.
به گفته ی کوین کریول از کارشناسان برجسته میکروپراسسور محصول 3.2 گیگاهرتزی آخرین مدل از نسل پنتیوم 4 قبل از ورود پریسکات است.
تراشه ی پریسکات در نیمه ی دوم سال 2004 به بازار رضه می شود.پریسکات تراشه ای جدید مبتنی بر 90 نانومتر به همراه یک مگابایت L2Cache (دو برابر 5.2 کیلوبایت کنونی) است.
محصول دیگر از سری پردازنده های 13 با نام SS3 می باشد که تمرکز اصلی این پردازنده بحث توسعه ی امنیتی است.
به گفته ی کریول اینتل شروع به توسعه ی فناوری Hyperthreading کرده است.(در پردازنده های جدید) در این فناوری پردازنده 2 کار و عملیات را با هم انجام داده که محصول پریسکات با توسعه ی buffering خود این کار را به نمایش خواهد گذاشت.
با توجه به این ویژگی ها اینتل در نظر دارد،پنتیوم 4 را در همین جا تمام کند و محصولی مانند پریسکات را به عنوان پنتیوم 5 وارد بازار کند.
اگر چنین اتفاقی بیفتد سری بعد از پریسکات یعنی Tejas هم با عنوان پنتیوم 5 به دست مصرف کنندگان خواهد رسید.

منبع : http://pc2003.persianblog.com/
 


دو شرکت بسیار معروف تولیدکننده ی سی پی یو هستند که دنیا را به تصرف در آورده اند.البته شرکت های دیگری همچون IBM نیز هستند که در تولید سی پی یو و کامپیوترهای کیفی(لب تاب) شرکت دارند.شرکت اینتل ابتدا پردازنده ی Pentium1 یا همان Pentium را تولید کرد (هم زمان با ورود ویندوزهای 1 و 2) و بعد با سرعتی بهتر و بالاتر Pentium2 را وارد بازار کرد.اینتل تا Pentium 2 500 پیش رفت و تصمیم به ساخت پردازنده ی پنتیوم 3 با کیفیت بالاتر کرد. هم زمان با این تراشه،AMD دست به کار شد و محصول آتلون را وارد بازار کرد که با پنتیوم 3 مقابله می کرد. این دو شرکت با هم بسیار رقابت کردند.طوری که اینتل برای تولید تراشه های 1200 به بالا از پردازنده ی دیگری به نام Pentium4 استفاده کرد که بسیار سرعت بالایی داشت.AMD هم بیکار نماند و پردازنده ی Athlon XP را روانه ی بازار کرد.خیلی ها طرفدار اینتل و خیلی ها طرفدار ای ام دی هستند و به راستی نمی توان گفت که کدام بهترند.چون همین که Intel پردازنده ای جدید می دهد AMD دست به کار شده و بالاتر آن را می دهد.و همین طور آن ها در حال رقابتند. هر دو شرکت محصولی را که از تراشه ی Pentium 3 و Athlon قوی تر و از Pentium4 و Athlon XP ضعیف تر باشد را برای کسانی که توانایی خرید تراشه های خیلی بالا را ندارد ارایه می کنند.این محصول در اینتل،Celeron و در AMD نیز ،Duron نامیده می شود که این دو نیز در جای خود در حال رقابتند.

منبع : http://pc2003.persianblog.com/1382_1_2_pc2003_archive.html

خب تو این قسمت می خوام یه چیزایی در مورد حرفایی که پشت سر سلرون می زنن رو بگم که تمامی اونا الکی و بی مورد هست .

خب یکی از چیزایی که مردم یم گن اینه که سلرون همون پنتیوم هست!چی می گه اگه پنتیوم بود چرا اسمش رو سلرون گذاشتن هااا

یه چی می گیا!؟ خب از همون اول که پردازنده ی سلرون اومد با به بازار مردم گفتن که سلرون یه مدل پنتیوم هست در حالی که این طوری نمی باشد و سلرون از یه گروه و خانواده ی دیگر می باشد نه از خانواده ی پنتیوم خب حالا که از سلرون گفتم اینم داشته باشین

سلرون رو اینتل برای اینکه یه پردازنده ی ارزون به بازار داده باشه طراحی کرده و آن را به بازار فرستاده است که جالبه بدونین ما می توینم دو تا پردازنده از یه خانواده رو با هم مقایسه کینم اما نمی تونیم پنتیوم رو با سلرون مقایسه کنیم پس مجبوریم بریم رو قیمت که خودتون بهتر می دونین تو ایران چه شکلی هست!؟

البته اگه می خواهید که این دوتا رو با هم مقایسه کنین اول اینتل رو با ای ام دی مقایسه کنین بعد!؟

خب یه چی دیگه که مردم می گن اینه که سلرون حافظه ی دورنی کهبه اون کشش (Cach) می گن نداره؟

وقتی که اینتل این محصول رو روانه ی بازرا کرد در اولین سری که به بازار اومد این مشکل وجود داشت که در همون مدل اومدن یه حافظه ی 128 کیلو بایتی ایجاد کردن و با نام 300A دیگری به نام

این پردازنده از کچ 128 کیلو بایتی استفاده می کنه و از اون به بعد تمامی محصولات سلرون اینو دارن من تعجب می کنم چه جوری مردم اینا رو باور می کنن!؟

یه جیز دیگه اینه که پنتیوم 2 با سرعت 600 مگا هرتز شما می خواین؟

البته اگه وجود داشته باشه که نداره!؟

شرکت اینتل تونست پنتیوم 2 را نا 450 مگا هرتز ارتقا دهد و نتوانست بالا تر ببره که بعد این پنتیوم 3 با 500 مگا هرتز اومد تو این مدت مغازه دارا سلرون رو جای پنتیوم 2 قالب می کردن اگه کلاه سرتون رفته به من ربطی نداره(چه ربطی داشت!!؟؟)در ضمن بازم می گم پنتیوم 2 آخرین سرعتش 450 مگا هرتز هست نه 600 مگا هرتز!!!؟؟

بعد از این یکی می رسیم به یکی دیگه از اون شاخداراش پنتیوم 4 ب حافظه ی 128 کیلو بایتی می خواین!؟

نه بابا! پنتیومی با این صنعت و ابتکار و خلاقیت و ... که توش به کار رفته فقط 128 کیلو بایت حافظه همه ی شما می دونین که اینتل یا همون پنتوم بگم بهتره همیشه پردازنده های خودش رو با 256 و 512 کیلو بایت به بازار داده پس این 128 کیلو بایت دیگه چه مسخره بازیه!؟؟
خب حالا بیاین دلیل اینو بررسی کنیم؟

خب وقتی که سلرون پیشرفت کرد حافظه اون به 256 مگابایت رسید و به سرعت 1.4 گیگ هم رسید اما بریا برد های پنتیوم 3 نه پنتیوم 4 و با ورود پنتیوم 4 به بازار سلرون فقط 128 کیلو بایت حافظه بیرا این برد ها داره و اینم دیگه زد تو سر دلالا که سلرون رو جای پنتیوم قالب می کردن و اونام گفتم پنتیوم 4 با128 کیلو بایت حافظه!!؟؟

درمورد سی پی یو

پنتیوم ، نسل پنجم پردازنده های شرکت اینتل دارد به آرامی به پایان خود نزدیک می شود. پنتیوم که در سال 1993 پس از پردازنده های 486 به بازار معرفی شد در ابتدا قرار بود 586 نام بگیرد ولی به دلیل اینکه از نظر حقوقی ثبت اعداد به عنوان نام تجاری ممکن نیست و اینتل نمیخواست رقبا بتوانند نام گذاری مشابهی برای محصولات خود داشته باشند نام آن را به پنتیوم تغییر داد. ( که این کار موجب شد رقیب بزرگ اینتل یعنی ای.ام.دی نام محصولات خود را به K5,K6 و Athlon تغییر دهد). مهم ترین تغییرات پنتیوم نسبت به 486 شامل معماری ابر اسکالار -Superscalar - ( که به پردازنده اجازه می دهد در یک چرخه بیش از یک دستور العمل را اجرا کند) ، باند 64 بیتی اطلاعات و مجموعه دستور العمل های MMX بود. پنتیوم عملا سالهاست که تنها پردازنده CISC مطرح جهان است و این در حالی است که تمامی رقبای آن یعنی Sparc, Mips,Alpha,PowerPC از معماری مدرن تر RISC استفاده می کنند. البته پنتیوم های مدرن نیز در هسته اصلی خود دستور العمل ها را از سیسک به ریسک تبدیل می کنند. پنتیوم نقطه ضعف های دیگری نیز نسبت به رقبای خود دارد که از جمله میتوان مصرف بالا، تولید حرارت زیاد، استفاده از دستورالعمل های 32 بیتی (رقبا همگی 64 بیتی هستند)و نیاز به فرکانس بالا برای رقابت با سایر پردازنده های هم نسل خود را نام برد.


در این قسمت به بیان مطالب کلی در مورد سی پی یو ( CPU ) می پردازیم

پنتیوم ، نسل پنجم پردازنده های شرکت اینتل دارد به آرامی به پایان خود نزدیک می شود. 
پنتیوم که در سال 1993 پس از پردازنده های 486 به بازار معرفی شد در ابتدا قرار بود 586 نام بگیرد ولی به دلیل اینکه از نظر حقوقی ثبت اعداد به عنوان نام تجاری ممکن نیست و اینتل نمیخواست رقبا بتوانند نام گذاری مشابهی برای محصولات خود داشته باشند نام آن را به پنتیوم تغییر داد. ( که این کار موجب شد رقیب بزرگ اینتل یعنی ای.ام.دی نام محصولات خود را به K5,K6 و Athlon تغییر دهد). مهم ترین تغییرات پنتیوم نسبت به 486 شامل معماری ابر اسکالار -Superscalar - ( که به پردازنده اجازه می دهد در یک چرخه بیش از یک دستور العمل را اجرا کند) ، باند 64 بیتی اطلاعات و مجموعه دستور العمل های MMX بود. پنتیوم عملا سالهاست که تنها پردازنده CISC مطرح جهان است و این در حالی است که تمامی رقبای آن یعنی Sparc, Mips,Alpha,PowerPC از معماری مدرن تر RISC استفاده می کنند. البته پنتیوم های مدرن نیز در هسته اصلی خود دستور العمل ها را از سیسک به ریسک تبدیل می کنند. پنتیوم نقطه ضعف های دیگری نیز نسبت به رقبای خود دارد که از جمله میتوان مصرف بالا، تولید حرارت زیاد، استفاده از دستورالعمل های 32 بیتی (رقبا همگی 64 بیتی هستند)و نیاز به فرکانس بالا برای رقابت با سایر پردازنده های هم نسل خود را نام برد.
در واقع این که پنتیوم به سرعت به پایان زندگی خود نزدیک می شود کاملا قابل پیشبینی بود. در واقع سالهاست که اینتل پردازنده های مدرن 64 بیتی خود به نام ایتانیوم را به عنوان جایگزین پنتیوم و برادر پرقدرت تر آن یعنی -Xeon- به مشتریان پیشنهاد می کند. پس این سوال به ذهن میرسد که خوب پس حالا که مردم به زودی پنتیوم های خود را به ایتانیوم ارتقا خواهند داد و همه چیز به خوبی تمام خواهد شد چه جای نگرانی است و چرا باید این مطلب را بخوانیم؟ 
پاسخ خیلی ساده است: اگر به اطراف خود نگاه کنید هیچ اثری از پردازنده های ایتانیوم نمی بینید. در واقع فروش ایتانیوم مانند قدرت محاسباتی و بازده آن بسیار پایین تر از سطح انتظار بوده است. پروژه ایتانیوم از زمان تولد تا به حال دچار مشکلات زیادی بوده است به شکلی که اگر اینتل ایتانیوم را رها کند هم جای تعجب زیادی نخواهد بود. سوای فروش ضعیف و قدرت پردازش ناکافی نه تنها در مقایسه با رقبای مانند اولترا اسپارک و پاور پی سی ، حتی در برابر محصولات خود شرکت یعنی پنتیوم 4 و زئون نیز قابل قبول نبوده است، اینتل اولین ضربه را از رقیب هوشمند خود یعنی ای.ام.دی زمانی خورد که مجبور شد معماری 64 بیتی خود را رها کند و پردازنده هایش را با معماری موسوم به AMD64 ادونسد میکرو دیوایسز بسازد. در این مورد خاص کلک همیشگی گمراه کردن مردم و رسانه ها با نامگذاری های پیچیده نیز مانند ماجرای پردازنده های Pentium M و کمپین تبلیغاتی Centrino که باعث شده بیشتر مردم فکر کنند سنترینو یک پردازنده است نگرفت و عموم جامعه آی تی امروزه می دانند که معماری EM64T اینتل درواقع همان AMD64 ای.ام.دی است که نامش عوض شده تا کسی متوجه نشود که اینتل دارد عملا از تکنولوژی شرکت رقیب اش درس می گیرد. 

ضربه دوم کاری به پردازنده ایتانیوم شکست فروش آن در بازار ایستگاه های کاری بود و این در زمانی اتفاق افتاد که اچ.پی ایستگاه های کاری ایتانیوم خود را از بازار خارج کرد. (برای اینکه متوجه عمق فاجعه شوید توجه شما را به این نکته جلب می کنم که90 در صد فروش ایتانیوم متعلق به اچ .پی بود) شکست های پی در پی ایتانیوم در برابر موفقیت های پی در پی ای.ام.دی که عملا از زمانی که پردازنده های اتلون را وارد بازار کرده تا به حال تغییر استراتژی خاصی نداشته بسیار قابل توجه است خصوصا اگر "نقشه راه" پردازنده های پنتیوم را نگاه کنید تا متوجه شوید اینتل چند بار در معماری پردازنده های خود تغییر عقیده داده است:




 


استراتژی اول اینتل : 

از Pentium Pro به Pentium III به Pentium M ( میتوان آن را مسیر سنترینو نام گذاری کرد )

این مسیر پردازنده های خنک، با فرکانس پایین و کم مصرف اینتل است. (توجه کنید که چطور اینتل دارد پردازنده های سرور و لپتاپ خود را یکی می کند.

استراتژی دوم اینتل : 

از 386 به 486 به پنتیوم 1 و 2 به پنتیوم 4 ( که می توان آن را مسیر پنتیوم 4 نام گذاری کرد)

این مسیر پردازنده های پر مصرف، گرم و با فرکانس های بالا اینتل است که با رسیدن به سقف 4 گیگاهرتز از رده خارج خواهد شد.

استراتژی سوم اینتل : 
ایتانیوم 1 ، ایتانیوم 2، ایتانیوم 3

خلاصه اینکه پردازنده های مربوط به استراتژی 2 به بن بست فنی رسیده اند و عملا پنتیوم 5 یا پنتیوم 4 بالای 4 گیگاهرتزی دیگر به بازار نخواهد آمد و یا اگر بیاید تنها نام تجاری آن پنتیوم است. استراتژی 3 اینتل ، که پر خرج ترین پروژه تاریخ آی تی پس از پروژه (موفق) آی.بی.ام 360 است بسیار به کندی پیش می رود. (منتقدان پروژه ایتانیوم را "ایتانیک" نام گذاری کرده اند) و عملا چیزی که باقی می ماند استراتژی فعلی اینتل یعنی سنترینو است که قطعا در برابر رقبایی مانند اولترا اسپارک، اپترون و پاور پی سی حرفی برای گفتن ندارد.

پس در آینده باید چه پردازنده ای بخریم؟

پردازنده های ایتانیوم به دلیل ساختار 64 بیتی شان توانایی اجرای نرم افزار های 32 بیتی فعلی را به صورت مستقیم ندارند و تنها راه اجرای برنامه مرد نیاز شما بر روی این پردازنده این است که یا صبر کنید تا نسخه 64 بیتی آن نوشته شود ( مثلا فتوشاپ64 بیتی به بازار بیاید) یا این که از نرم افزار های شبیه ساز استفاده کنید.
خوب چون آمدن نسخه های 64 بیتی نرم افزار ها مدت زیادی به طول خواهد انجامید پس باید به سراغ شبیه سازی برویم. هر شبیه سازی موجب افت بازده پردازنده خواهد شد، محققیت اعلام کرده اند ایتانیوم با نرم افزار شبیه سازی شده هم سرعت یک پردازنده زئون با سرعت مشایه خواهد بود. در حالی که این موضوع برای محققین ممکن است هیجان انگیز باشد، قطعا شما علاقه ای ندارید که پول خود را برای پردازنده ای بسیار مدرن خرج کنید و سپس سرعت آن را با شبیه سازی پایین بیاورید. این مانند خریدن یک پورشه و تبدیل آن بازدن یک کلید به فولکس واگن است چون فرضا برای پورشه شما هنوز جاده ای ساخته نشده است.

یک نکته کوچک قابل ذکر دیگر درباره ایتانیوم سخت افزار آن است، تمام کسانی که با سیستم عامل ویندوز تجربه کاری دارند به خوبی به خاطر می آورند که مهاجرت از پردازنده های 16 بیتی اینتل به پردازنده های 32 بیتی چه ضرر های جبران ناپذیری از نظر مالی و زمانی برای مدیران شبکه به ارمغان آورد. حالا خودتان را تصور کنید که در حال جستجو برای درایور 64 بیتی برای کارت گرافیک یا صدای کامپیوتر تایوانی خود هستید تا بفهمید چرا هیچکس علاقه ای به ایتانیوم نشان نمیدهد.

حالا شما خواهید گفت که این استراتژی کند مهاجرت به ایتانیوم چیز جدیدی نیست و اینتل و مایکروسافت همینطور که توانسته اند بخش اعظم بازار آی.تی را ده ها سال عقب مانده تر از بقیه بخش های بازار نگه دارند،این بار هم می توانند با یک استراتژی 20 ساله به آرامی سخت افزار و نرم افزار 64 بیتی را به جامعه آی.تی بفروشند. متاسفانه یا خوشبختان این گزینه نیز دیگر شدنی نیست ، به دلیل این که این بار رقبای اینتل و مایکروسافت نه بر روی پلت فرم های بسته و کوچک خود مانند مک، دیجیتال، اس.جی.آی ، بلکه در بازار x86 و ویندوز در حال رقابت سخت با اینتل و مایکروسافت هستند.( یعنی مردم نیازی ندارند برای نسخه 64 بیتی ویندوز یا پردازنده بعدی اینتل صبر کنند و می توانند به جای آنها از پردازنده های اپترون یا از لینوکس، مک او.اس یا سولاریس استفاده کنند).

بیشترین خطر بازار اینتل را زمانی تهدید می کند که "سوخت" پردازنده های کلاسیک پنتیوم به پایان برسد در حالی که از پردازنده های جدید تر 64 بیتی هنوز خبری نیست. این جا دقیقا جایست که فرصت مجال به پردازنه های رقیب یعنی اپترون می دهد که در عین 64 بیت بودن می توانند بدون شبیه سازی نرم افزار های 32 بیتی موجود را استفاده کنند. اینتل این روز ها در تدارک تولید پردازنده ای از خانواده زئون است که دارای امکان پشتیبانی 64/32 بیتی به طور همزمان می باشد و این می تواند حضور اینتل را در بازاری که خودش 30 سال پیش به وجود آورد دوباره معنی دار کند. 

دکتر اندرو گروو - Andre Groove- مدیر عامل اینتل زمانی می گفت " تنها ذهنیت های پارانووید زنده می مانند". امروزه ظاهرا زمان مرگ یکی از این محصولات خوش بین رسیده است


 


اینتل،رقیب سرسخت خود را از پای در آورد.
اینک پنتیوم 4 پرسرعت ترین پردازنده ی دنیا را در خود جای داده است:
دراولین آزمایش،پردازنده ی 3.2 گیگاهرتزی اینتل،آتلون اکس پی 3200+ را دوشقه کرد!
فناوری فرانت باس 800 مگاهرتزی اینتل برگ برنده ای بود که ای ام دی را از پای انداخت. چرا که آتلون اکس پی 3200+ تنها 400 مگاهرتز قدرت دارد. سرعت تصاویر رزولوشن 1024 در 768 در محصول اینتل 128 فریم در ثنیه و در آتلون اکس پی،102 فریم است.
شرکت xis اینک دسکتاپ خود مجهز به 3.2 را 3778 دلار و سیستم مجهز به آتلون را 3319 دلار به فروش می رساند.
به گفته ی کوین کریول از کارشناسان برجسته میکروپراسسور محصول 3.2 گیگاهرتزی آخرین مدل از نسل پنتیوم 4 قبل از ورود پریسکات است.
تراشه ی پریسکات در نیمه ی دوم سال 2004 به بازار رضه می شود.پریسکات تراشه ای جدید مبتنی بر 90 نانومتر به همراه یک مگابایت L2Cache (دو برابر 5.2 کیلوبایت کنونی) است.
محصول دیگر از سری پردازنده های 13 با نام SS3 می باشد که تمرکز اصلی این پردازنده بحث توسعه ی امنیتی است.
به گفته ی کریول اینتل شروع به توسعه ی فناوری Hyperthreading کرده است.(در پردازنده های جدید) در این فناوری پردازنده 2 کار و عملیات را با هم انجام داده که محصول پریسکات با توسعه ی buffering خود این کار را به نمایش خواهد گذاشت.
با توجه به این ویژگی ها اینتل در نظر دارد،پنتیوم 4 را در همین جا تمام کند و محصولی مانند پریسکات را به عنوان پنتیوم 5 وارد بازار کند.
اگر چنین اتفاقی بیفتد سری بعد از پریسکات یعنی Tejas هم با عنوان پنتیوم 5 به دست مصرف کنندگان خواهد رسید.

منبع : http://pc2003.persianblog.com/
 


دو شرکت بسیار معروف تولیدکننده ی سی پی یو هستند که دنیا را به تصرف در آورده اند.البته شرکت های دیگری همچون IBM نیز هستند که در تولید سی پی یو و کامپیوترهای کیفی(لب تاب) شرکت دارند.شرکت اینتل ابتدا پردازنده ی Pentium1 یا همان Pentium را تولید کرد (هم زمان با ورود ویندوزهای 1 و 2) و بعد با سرعتی بهتر و بالاتر Pentium2 را وارد بازار کرد.اینتل تا Pentium 2 500 پیش رفت و تصمیم به ساخت پردازنده ی پنتیوم 3 با کیفیت بالاتر کرد. هم زمان با این تراشه،AMD دست به کار شد و محصول آتلون را وارد بازار کرد که با پنتیوم 3 مقابله می کرد. این دو شرکت با هم بسیار رقابت کردند.طوری که اینتل برای تولید تراشه های 1200 به بالا از پردازنده ی دیگری به نام Pentium4 استفاده کرد که بسیار سرعت بالایی داشت.AMD هم بیکار نماند و پردازنده ی Athlon XP را روانه ی بازار کرد.خیلی ها طرفدار اینتل و خیلی ها طرفدار ای ام دی هستند و به راستی نمی توان گفت که کدام بهترند.چون همین که Intel پردازنده ای جدید می دهد AMD دست به کار شده و بالاتر آن را می دهد.و همین طور آن ها در حال رقابتند. هر دو شرکت محصولی را که از تراشه ی Pentium 3 و Athlon قوی تر و از Pentium4 و Athlon XP ضعیف تر باشد را برای کسانی که توانایی خرید تراشه های خیلی بالا را ندارد ارایه می کنند.این محصول در اینتل،Celeron و در AMD نیز ،Duron نامیده می شود که این دو نیز در جای خود در حال رقابتند.

منبع : http://pc2003.persianblog.com/1382_1_2_pc2003_archive.html

خب تو این قسمت می خوام یه چیزایی در مورد حرفایی که پشت سر سلرون می زنن رو بگم که تمامی اونا الکی و بی مورد هست .

خب یکی از چیزایی که مردم یم گن اینه که سلرون همون پنتیوم هست!چی می گه اگه پنتیوم بود چرا اسمش رو سلرون گذاشتن هااا

یه چی می گیا!؟ خب از همون اول که پردازنده ی سلرون اومد با به بازار مردم گفتن که سلرون یه مدل پنتیوم هست در حالی که این طوری نمی باشد و سلرون از یه گروه و خانواده ی دیگر می باشد نه از خانواده ی پنتیوم خب حالا که از سلرون گفتم اینم داشته باشین

سلرون رو اینتل برای اینکه یه پردازنده ی ارزون به بازار داده باشه طراحی کرده و آن را به بازار فرستاده است که جالبه بدونین ما می توینم دو تا پردازنده از یه خانواده رو با هم مقایسه کینم اما نمی تونیم پنتیوم رو با سلرون مقایسه کنیم پس مجبوریم بریم رو قیمت که خودتون بهتر می دونین تو ایران چه شکلی هست!؟

البته اگه می خواهید که این دوتا رو با هم مقایسه کنین اول اینتل رو با ای ام دی مقایسه کنین بعد!؟

خب یه چی دیگه که مردم می گن اینه که سلرون حافظه ی دورنی کهبه اون کشش (Cach) می گن نداره؟

وقتی که اینتل این محصول رو روانه ی بازرا کرد در اولین سری که به بازار اومد این مشکل وجود داشت که در همون مدل اومدن یه حافظه ی 128 کیلو بایتی ایجاد کردن و با نام 300A دیگری به نام

این پردازنده از کچ 128 کیلو بایتی استفاده می کنه و از اون به بعد تمامی محصولات سلرون اینو دارن من تعجب می کنم چه جوری مردم اینا رو باور می کنن!؟

یه جیز دیگه اینه که پنتیوم 2 با سرعت 600 مگا هرتز شما می خواین؟

البته اگه وجود داشته باشه که نداره!؟

شرکت اینتل تونست پنتیوم 2 را نا 450 مگا هرتز ارتقا دهد و نتوانست بالا تر ببره که بعد این پنتیوم 3 با 500 مگا هرتز اومد تو این مدت مغازه دارا سلرون رو جای پنتیوم 2 قالب می کردن اگه کلاه سرتون رفته به من ربطی نداره(چه ربطی داشت!!؟؟)در ضمن بازم می گم پنتیوم 2 آخرین سرعتش 450 مگا هرتز هست نه 600 مگا هرتز!!!؟؟

بعد از این یکی می رسیم به یکی دیگه از اون شاخداراش پنتیوم 4 ب حافظه ی 128 کیلو بایتی می خواین!؟

نه بابا! پنتیومی با این صنعت و ابتکار و خلاقیت و ... که توش به کار رفته فقط 128 کیلو بایت حافظه همه ی شما می دونین که اینتل یا همون پنتوم بگم بهتره همیشه پردازنده های خودش رو با 256 و 512 کیلو بایت به بازار داده پس این 128 کیلو بایت دیگه چه مسخره بازیه!؟؟
خب حالا بیاین دلیل اینو بررسی کنیم؟

خب وقتی که سلرون پیشرفت کرد حافظه اون به 256 مگابایت رسید و به سرعت 1.4 گیگ هم رسید اما بریا برد های پنتیوم 3 نه پنتیوم 4 و با ورود پنتیوم 4 به بازار سلرون فقط 128 کیلو بایت حافظه بیرا این برد ها داره و اینم دیگه زد تو سر دلالا که سلرون رو جای پنتیوم قالب می کردن و اونام گفتم پنتیوم 4 با128 کیلو بایت حافظه!!؟؟

درمورد سی پی یو

پنتیوم ، نسل پنجم پردازنده های شرکت اینتل دارد به آرامی به پایان خود نزدیک می شود. پنتیوم که در سال 1993 پس از پردازنده های 486 به بازار معرفی شد در ابتدا قرار بود 586 نام بگیرد ولی به دلیل اینکه از نظر حقوقی ثبت اعداد به عنوان نام تجاری ممکن نیست و اینتل نمیخواست رقبا بتوانند نام گذاری مشابهی برای محصولات خود داشته باشند نام آن را به پنتیوم تغییر داد. ( که این کار موجب شد رقیب بزرگ اینتل یعنی ای.ام.دی نام محصولات خود را به K5,K6 و Athlon تغییر دهد). مهم ترین تغییرات پنتیوم نسبت به 486 شامل معماری ابر اسکالار -Superscalar - ( که به پردازنده اجازه می دهد در یک چرخه بیش از یک دستور العمل را اجرا کند) ، باند 64 بیتی اطلاعات و مجموعه دستور العمل های MMX بود. پنتیوم عملا سالهاست که تنها پردازنده CISC مطرح جهان است و این در حالی است که تمامی رقبای آن یعنی Sparc, Mips,Alpha,PowerPC از معماری مدرن تر RISC استفاده می کنند. البته پنتیوم های مدرن نیز در هسته اصلی خود دستور العمل ها را از سیسک به ریسک تبدیل می کنند. پنتیوم نقطه ضعف های دیگری نیز نسبت به رقبای خود دارد که از جمله میتوان مصرف بالا، تولید حرارت زیاد، استفاده از دستورالعمل های 32 بیتی (رقبا همگی 64 بیتی هستند)و نیاز به فرکانس بالا برای رقابت با سایر پردازنده های هم نسل خود را نام برد.


در این قسمت به بیان مطالب کلی در مورد سی پی یو ( CPU ) می پردازیم

پنتیوم ، نسل پنجم پردازنده های شرکت اینتل دارد به آرامی به پایان خود نزدیک می شود. 
پنتیوم که در سال 1993 پس از پردازنده های 486 به بازار معرفی شد در ابتدا قرار بود 586 نام بگیرد ولی به دلیل اینکه از نظر حقوقی ثبت اعداد به عنوان نام تجاری ممکن نیست و اینتل نمیخواست رقبا بتوانند نام گذاری مشابهی برای محصولات خود داشته باشند نام آن را به پنتیوم تغییر داد. ( که این کار موجب شد رقیب بزرگ اینتل یعنی ای.ام.دی نام محصولات خود را به K5,K6 و Athlon تغییر دهد). مهم ترین تغییرات پنتیوم نسبت به 486 شامل معماری ابر اسکالار -Superscalar - ( که به پردازنده اجازه می دهد در یک چرخه بیش از یک دستور العمل را اجرا کند) ، باند 64 بیتی اطلاعات و مجموعه دستور العمل های MMX بود. پنتیوم عملا سالهاست که تنها پردازنده CISC مطرح جهان است و این در حالی است که تمامی رقبای آن یعنی Sparc, Mips,Alpha,PowerPC از معماری مدرن تر RISC استفاده می کنند. البته پنتیوم های مدرن نیز در هسته اصلی خود دستور العمل ها را از سیسک به ریسک تبدیل می کنند. پنتیوم نقطه ضعف های دیگری نیز نسبت به رقبای خود دارد که از جمله میتوان مصرف بالا، تولید حرارت زیاد، استفاده از دستورالعمل های 32 بیتی (رقبا همگی 64 بیتی هستند)و نیاز به فرکانس بالا برای رقابت با سایر پردازنده های هم نسل خود را نام برد.
در واقع این که پنتیوم به سرعت به پایان زندگی خود نزدیک می شود کاملا قابل پیشبینی بود. در واقع سالهاست که اینتل پردازنده های مدرن 64 بیتی خود به نام ایتانیوم را به عنوان جایگزین پنتیوم و برادر پرقدرت تر آن یعنی -Xeon- به مشتریان پیشنهاد می کند. پس این سوال به ذهن میرسد که خوب پس حالا که مردم به زودی پنتیوم های خود را به ایتانیوم ارتقا خواهند داد و همه چیز به خوبی تمام خواهد شد چه جای نگرانی است و چرا باید این مطلب را بخوانیم؟ 
پاسخ خیلی ساده است: اگر به اطراف خود نگاه کنید هیچ اثری از پردازنده های ایتانیوم نمی بینید. در واقع فروش ایتانیوم مانند قدرت محاسباتی و بازده آن بسیار پایین تر از سطح انتظار بوده است. پروژه ایتانیوم از زمان تولد تا به حال دچار مشکلات زیادی بوده است به شکلی که اگر اینتل ایتانیوم را رها کند هم جای تعجب زیادی نخواهد بود. سوای فروش ضعیف و قدرت پردازش ناکافی نه تنها در مقایسه با رقبای مانند اولترا اسپارک و پاور پی سی ، حتی در برابر محصولات خود شرکت یعنی پنتیوم 4 و زئون نیز قابل قبول نبوده است، اینتل اولین ضربه را از رقیب هوشمند خود یعنی ای.ام.دی زمانی خورد که مجبور شد معماری 64 بیتی خود را رها کند و پردازنده هایش را با معماری موسوم به AMD64 ادونسد میکرو دیوایسز بسازد. در این مورد خاص کلک همیشگی گمراه کردن مردم و رسانه ها با نامگذاری های پیچیده نیز مانند ماجرای پردازنده های Pentium M و کمپین تبلیغاتی Centrino که باعث شده بیشتر مردم فکر کنند سنترینو یک پردازنده است نگرفت و عموم جامعه آی تی امروزه می دانند که معماری EM64T اینتل درواقع همان AMD64 ای.ام.دی است که نامش عوض شده تا کسی متوجه نشود که اینتل دارد عملا از تکنولوژی شرکت رقیب اش درس می گیرد. 

ضربه دوم کاری به پردازنده ایتانیوم شکست فروش آن در بازار ایستگاه های کاری بود و این در زمانی اتفاق افتاد که اچ.پی ایستگاه های کاری ایتانیوم خود را از بازار خارج کرد. (برای اینکه متوجه عمق فاجعه شوید توجه شما را به این نکته جلب می کنم که90 در صد فروش ایتانیوم متعلق به اچ .پی بود) شکست های پی در پی ایتانیوم در برابر موفقیت های پی در پی ای.ام.دی که عملا از زمانی که پردازنده های اتلون را وارد بازار کرده تا به حال تغییر استراتژی خاصی نداشته بسیار قابل توجه است خصوصا اگر "نقشه راه" پردازنده های پنتیوم را نگاه کنید تا متوجه شوید اینتل چند بار در معماری پردازنده های خود تغییر عقیده داده است:




 


استراتژی اول اینتل : 

از Pentium Pro به Pentium III به Pentium M ( میتوان آن را مسیر سنترینو نام گذاری کرد )

این مسیر پردازنده های خنک، با فرکانس پایین و کم مصرف اینتل است. (توجه کنید که چطور اینتل دارد پردازنده های سرور و لپتاپ خود را یکی می کند.

استراتژی دوم اینتل : 

از 386 به 486 به پنتیوم 1 و 2 به پنتیوم 4 ( که می توان آن را مسیر پنتیوم 4 نام گذاری کرد)

این مسیر پردازنده های پر مصرف، گرم و با فرکانس های بالا اینتل است که با رسیدن به سقف 4 گیگاهرتز از رده خارج خواهد شد.

استراتژی سوم اینتل : 
ایتانیوم 1 ، ایتانیوم 2، ایتانیوم 3

خلاصه اینکه پردازنده های مربوط به استراتژی 2 به بن بست فنی رسیده اند و عملا پنتیوم 5 یا پنتیوم 4 بالای 4 گیگاهرتزی دیگر به بازار نخواهد آمد و یا اگر بیاید تنها نام تجاری آن پنتیوم است. استراتژی 3 اینتل ، که پر خرج ترین پروژه تاریخ آی تی پس از پروژه (موفق) آی.بی.ام 360 است بسیار به کندی پیش می رود. (منتقدان پروژه ایتانیوم را "ایتانیک" نام گذاری کرده اند) و عملا چیزی که باقی می ماند استراتژی فعلی اینتل یعنی سنترینو است که قطعا در برابر رقبایی مانند اولترا اسپارک، اپترون و پاور پی سی حرفی برای گفتن ندارد.

پس در آینده باید چه پردازنده ای بخریم؟

پردازنده های ایتانیوم به دلیل ساختار 64 بیتی شان توانایی اجرای نرم افزار های 32 بیتی فعلی را به صورت مستقیم ندارند و تنها راه اجرای برنامه مرد نیاز شما بر روی این پردازنده این است که یا صبر کنید تا نسخه 64 بیتی آن نوشته شود ( مثلا فتوشاپ64 بیتی به بازار بیاید) یا این که از نرم افزار های شبیه ساز استفاده کنید.
خوب چون آمدن نسخه های 64 بیتی نرم افزار ها مدت زیادی به طول خواهد انجامید پس باید به سراغ شبیه سازی برویم. هر شبیه سازی موجب افت بازده پردازنده خواهد شد، محققیت اعلام کرده اند ایتانیوم با نرم افزار شبیه سازی شده هم سرعت یک پردازنده زئون با سرعت مشایه خواهد بود. در حالی که این موضوع برای محققین ممکن است هیجان انگیز باشد، قطعا شما علاقه ای ندارید که پول خود را برای پردازنده ای بسیار مدرن خرج کنید و سپس سرعت آن را با شبیه سازی پایین بیاورید. این مانند خریدن یک پورشه و تبدیل آن بازدن یک کلید به فولکس واگن است چون فرضا برای پورشه شما هنوز جاده ای ساخته نشده است.

یک نکته کوچک قابل ذکر دیگر درباره ایتانیوم سخت افزار آن است، تمام کسانی که با سیستم عامل ویندوز تجربه کاری دارند به خوبی به خاطر می آورند که مهاجرت از پردازنده های 16 بیتی اینتل به پردازنده های 32 بیتی چه ضرر های جبران ناپذیری از نظر مالی و زمانی برای مدیران شبکه به ارمغان آورد. حالا خودتان را تصور کنید که در حال جستجو برای درایور 64 بیتی برای کارت گرافیک یا صدای کامپیوتر تایوانی خود هستید تا بفهمید چرا هیچکس علاقه ای به ایتانیوم نشان نمیدهد.

حالا شما خواهید گفت که این استراتژی کند مهاجرت به ایتانیوم چیز جدیدی نیست و اینتل و مایکروسافت همینطور که توانسته اند بخش اعظم بازار آی.تی را ده ها سال عقب مانده تر از بقیه بخش های بازار نگه دارند،این بار هم می توانند با یک استراتژی 20 ساله به آرامی سخت افزار و نرم افزار 64 بیتی را به جامعه آی.تی بفروشند. متاسفانه یا خوشبختان این گزینه نیز دیگر شدنی نیست ، به دلیل این که این بار رقبای اینتل و مایکروسافت نه بر روی پلت فرم های بسته و کوچک خود مانند مک، دیجیتال، اس.جی.آی ، بلکه در بازار x86 و ویندوز در حال رقابت سخت با اینتل و مایکروسافت هستند.( یعنی مردم نیازی ندارند برای نسخه 64 بیتی ویندوز یا پردازنده بعدی اینتل صبر کنند و می توانند به جای آنها از پردازنده های اپترون یا از لینوکس، مک او.اس یا سولاریس استفاده کنند).

بیشترین خطر بازار اینتل را زمانی تهدید می کند که "سوخت" پردازنده های کلاسیک پنتیوم به پایان برسد در حالی که از پردازنده های جدید تر 64 بیتی هنوز خبری نیست. این جا دقیقا جایست که فرصت مجال به پردازنه های رقیب یعنی اپترون می دهد که در عین 64 بیت بودن می توانند بدون شبیه سازی نرم افزار های 32 بیتی موجود را استفاده کنند. اینتل این روز ها در تدارک تولید پردازنده ای از خانواده زئون است که دارای امکان پشتیبانی 64/32 بیتی به طور همزمان می باشد و این می تواند حضور اینتل را در بازاری که خودش 30 سال پیش به وجود آورد دوباره معنی دار کند. 

دکتر اندرو گروو - Andre Groove- مدیر عامل اینتل زمانی می گفت " تنها ذهنیت های پارانووید زنده می مانند". امروزه ظاهرا زمان مرگ یکی از این محصولات خوش بین رسیده است


 


اینتل،رقیب سرسخت خود را از پای در آورد.
اینک پنتیوم 4 پرسرعت ترین پردازنده ی دنیا را در خود جای داده است:
دراولین آزمایش،پردازنده ی 3.2 گیگاهرتزی اینتل،آتلون اکس پی 3200+ را دوشقه کرد!
فناوری فرانت باس 800 مگاهرتزی اینتل برگ برنده ای بود که ای ام دی را از پای انداخت. چرا که آتلون اکس پی 3200+ تنها 400 مگاهرتز قدرت دارد. سرعت تصاویر رزولوشن 1024 در 768 در محصول اینتل 128 فریم در ثنیه و در آتلون اکس پی،102 فریم است.
شرکت xis اینک دسکتاپ خود مجهز به 3.2 را 3778 دلار و سیستم مجهز به آتلون را 3319 دلار به فروش می رساند.
به گفته ی کوین کریول از کارشناسان برجسته میکروپراسسور محصول 3.2 گیگاهرتزی آخرین مدل از نسل پنتیوم 4 قبل از ورود پریسکات است.
تراشه ی پریسکات در نیمه ی دوم سال 2004 به بازار رضه می شود.پریسکات تراشه ای جدید مبتنی بر 90 نانومتر به همراه یک مگابایت L2Cache (دو برابر 5.2 کیلوبایت کنونی) است.
محصول دیگر از سری پردازنده های 13 با نام SS3 می باشد که تمرکز اصلی این پردازنده بحث توسعه ی امنیتی است.
به گفته ی کریول اینتل شروع به توسعه ی فناوری Hyperthreading کرده است.(در پردازنده های جدید) در این فناوری پردازنده 2 کار و عملیات را با هم انجام داده که محصول پریسکات با توسعه ی buffering خود این کار را به نمایش خواهد گذاشت.
با توجه به این ویژگی ها اینتل در نظر دارد،پنتیوم 4 را در همین جا تمام کند و محصولی مانند پریسکات را به عنوان پنتیوم 5 وارد بازار کند.
اگر چنین اتفاقی بیفتد سری بعد از پریسکات یعنی Tejas هم با عنوان پنتیوم 5 به دست مصرف کنندگان خواهد رسید.

منبع : http://pc2003.persianblog.com/
 


دو شرکت بسیار معروف تولیدکننده ی سی پی یو هستند که دنیا را به تصرف در آورده اند.البته شرکت های دیگری همچون IBM نیز هستند که در تولید سی پی یو و کامپیوترهای کیفی(لب تاب) شرکت دارند.شرکت اینتل ابتدا پردازنده ی Pentium1 یا همان Pentium را تولید کرد (هم زمان با ورود ویندوزهای 1 و 2) و بعد با سرعتی بهتر و بالاتر Pentium2 را وارد بازار کرد.اینتل تا Pentium 2 500 پیش رفت و تصمیم به ساخت پردازنده ی پنتیوم 3 با کیفیت بالاتر کرد. هم زمان با این تراشه،AMD دست به کار شد و محصول آتلون را وارد بازار کرد که با پنتیوم 3 مقابله می کرد. این دو شرکت با هم بسیار رقابت کردند.طوری که اینتل برای تولید تراشه های 1200 به بالا از پردازنده ی دیگری به نام Pentium4 استفاده کرد که بسیار سرعت بالایی داشت.AMD هم بیکار نماند و پردازنده ی Athlon XP را روانه ی بازار کرد.خیلی ها طرفدار اینتل و خیلی ها طرفدار ای ام دی هستند و به راستی نمی توان گفت که کدام بهترند.چون همین که Intel پردازنده ای جدید می دهد AMD دست به کار شده و بالاتر آن را می دهد.و همین طور آن ها در حال رقابتند. هر دو شرکت محصولی را که از تراشه ی Pentium 3 و Athlon قوی تر و از Pentium4 و Athlon XP ضعیف تر باشد را برای کسانی که توانایی خرید تراشه های خیلی بالا را ندارد ارایه می کنند.این محصول در اینتل،Celeron و در AMD نیز ،Duron نامیده می شود که این دو نیز در جای خود در حال رقابتند.

منبع : http://pc2003.persianblog.com/1382_1_2_pc2003_archive.html

خب تو این قسمت می خوام یه چیزایی در مورد حرفایی که پشت سر سلرون می زنن رو بگم که تمامی اونا الکی و بی مورد هست .

خب یکی از چیزایی که مردم یم گن اینه که سلرون همون پنتیوم هست!چی می گه اگه پنتیوم بود چرا اسمش رو سلرون گذاشتن هااا

یه چی می گیا!؟ خب از همون اول که پردازنده ی سلرون اومد با به بازار مردم گفتن که سلرون یه مدل پنتیوم هست در حالی که این طوری نمی باشد و سلرون از یه گروه و خانواده ی دیگر می باشد نه از خانواده ی پنتیوم خب حالا که از سلرون گفتم اینم داشته باشین

سلرون رو اینتل برای اینکه یه پردازنده ی ارزون به بازار داده باشه طراحی کرده و آن را به بازار فرستاده است که جالبه بدونین ما می توینم دو تا پردازنده از یه خانواده رو با هم مقایسه کینم اما نمی تونیم پنتیوم رو با سلرون مقایسه کنیم پس مجبوریم بریم رو قیمت که خودتون بهتر می دونین تو ایران چه شکلی هست!؟

البته اگه می خواهید که این دوتا رو با هم مقایسه کنین اول اینتل رو با ای ام دی مقایسه کنین بعد!؟

خب یه چی دیگه که مردم می گن اینه که سلرون حافظه ی دورنی کهبه اون کشش (Cach) می گن نداره؟

وقتی که اینتل این محصول رو روانه ی بازرا کرد در اولین سری که به بازار اومد این مشکل وجود داشت که در همون مدل اومدن یه حافظه ی 128 کیلو بایتی ایجاد کردن و با نام 300A دیگری به نام

این پردازنده از کچ 128 کیلو بایتی استفاده می کنه و از اون به بعد تمامی محصولات سلرون اینو دارن من تعجب می کنم چه جوری مردم اینا رو باور می کنن!؟

یه جیز دیگه اینه که پنتیوم 2 با سرعت 600 مگا هرتز شما می خواین؟

البته اگه وجود داشته باشه که نداره!؟

شرکت اینتل تونست پنتیوم 2 را نا 450 مگا هرتز ارتقا دهد و نتوانست بالا تر ببره که بعد این پنتیوم 3 با 500 مگا هرتز اومد تو این مدت مغازه دارا سلرون رو جای پنتیوم 2 قالب می کردن اگه کلاه سرتون رفته به من ربطی نداره(چه ربطی داشت!!؟؟)در ضمن بازم می گم پنتیوم 2 آخرین سرعتش 450 مگا هرتز هست نه 600 مگا هرتز!!!؟؟

بعد از این یکی می رسیم به یکی دیگه از اون شاخداراش پنتیوم 4 ب حافظه ی 128 کیلو بایتی می خواین!؟

نه بابا! پنتیومی با این صنعت و ابتکار و خلاقیت و ... که توش به کار رفته فقط 128 کیلو بایت حافظه همه ی شما می دونین که اینتل یا همون پنتوم بگم بهتره همیشه پردازنده های خودش رو با 256 و 512 کیلو بایت به بازار داده پس این 128 کیلو بایت دیگه چه مسخره بازیه!؟؟
خب حالا بیاین دلیل اینو بررسی کنیم؟

خب وقتی که سلرون پیشرفت کرد حافظه اون به 256 مگابایت رسید و به سرعت 1.4 گیگ هم رسید اما بریا برد های پنتیوم 3 نه پنتیوم 4 و با ورود پنتیوم 4 به بازار سلرون فقط 128 کیلو بایت حافظه بیرا این برد ها داره و اینم دیگه زد تو سر دلالا که سلرون رو جای پنتیوم قالب می کردن و اونام گفتم پنتیوم 4 با128 کیلو بایت حافظه!!؟؟

در مورد پروسسور

ابعاد کلي واحد قبل از چاپ بستگي به تعداد عمليات، حجم تجهيزات و تعداد پرسنل آن بخش دارد. همواره مي بايست فضاي گسترش را نيز در نظر داشت، چه با اشغال قسمت هاي از قبل پيش بيني شده و چه با احداث و اضافه کردن قسمت هاي جديد. در ضمن ارتقاي واحد پيش از چاپ به تجهيزات ديجيتال موجب کاهش فضاي ليتوگرافي سنتي خواهد شد.
▪ کف:

در اين بخش اغلب کف اطاق ها با بتن اجرا مي گردد. يکي از فوايد کف بتني استقامت آن از يکسو و عدم ارتعاش مي باشد. سطح بتن را مي بايست کف پوشي وينيل کرد تا از ايجاد گردوغبار در سطح بتن جلوگيري شود. استفاده از موکت هاي فاقد الکتريسته ساکن که جهت قدم زدن بسيار راحت تر مي باشند نيز گزينه مناسبي براي کف پوشي است. البته استفاده از آن در مواردي توصيه مي شود که خطر ريختن مواد شيميايي و مايعات در کف وجود نداشته باشد. لازم به ذکر است که صرفا استفاده از موکتي که عمليات آنتي استاتيکي بر روي آن انجام شده، کافي نيست. چنانچه بخواهيم از موکت که حقيقتا عاري از الکتريسيته ساکن باشد استفاده کنيم، مي بايست رشته هاي سيم مسي در آن تنيده شده و به نحو مناسبي نيز اتصال زمين آن برقرار شده باشد. چنانچه در تمام بخش هاي قبل از چاپ موکت آنتي استاتيک نصب شده باشد، مي بايست زير کليه دستگاه ها نظير پرسسور پليت و فيلم، تشتک ضد زنگ و يا از جنس پي وي سي قرار داد تا در صورت نشت مايع و مواد شيميايي موکت کف آسيبي نبيند.

در ضمن قبل از اتمام نصب ديواره ها مي بايست سطح موکت با نايلون هاي ضخيم محافظت شود که تا قبل از افتتاح محل، از سطح موکت ها محافظت کند و سپس از آن جدا شود.

▪ سقف ها:

صرف نظر از ارتفاع سقف اصلي، ارتفاع سقف کاذب مي بايست بين ۶/۲ الي ۷۵/۲ متر باشد. تعبيه سقف کاذب موجب عدم ريزش گردوغبار و مواد زايد از سقف اصلي بر روي فيلم و پليت مي شود. به طور معمول سقف کاذب از صفحات مربع شکل سبکي تشکيل شده که بر روي لبه هاي تسمه هاي سپري شکل که از سقف آويخته شده اند قرار مي گيرند.

اين صفحات مي بايست پوشش پلاستيکي داشته باشد و چنانچه خيلي سبک باشد مي بايست به لبه هاي سپري ها متصل شوند که در صورت بازو بسته شدن درب سالن در جاي خود بالا و پايين نروند.

مي توان نصب سقف کاذب را قبل از ساخت جداره و ديواره هاي جداکننده، تکميل ساخت. محل قرار گرفتن چراغ ها پس از جداسازي فضاها توسط جداره ها مي تواند صورت پذيرد تا پخش يکنواخت نور در کليه قسمت ها با تعبيه محل چراغ ها در سقف کاذب انجام شود.

▪ ديوارها:

تمامي ديوارهاي داخلي مي بايست حتي الامکان به صورت پيش ساخته با قابليت تغيير در محل نصب باشد. استفاده از ديوارهاي ثابت با مصالح آجر، سيمان و غيره به هيچ وجه پيشنهاد نمي شود. براي دستيابي به حداکثر انعطاف پذيري، مي توان ديوارها را پس از اتمام کفسابي و يا حتي بر روي کفپوش و موکت و تا زير سقف کاذب نصب شده اجرا کرد. در رنگ آميزي ديوارها مي بايست از رنگ هاي روشن و مات به جاي رنگ هاي روغني و براق که موجب انعکاس نور مي شود، بهره جست. چنانچه از دستگاه هايي که نياز به اتاق تاريک يا safe Light دارند، استفاده گردد، ديواره هاي فضاي مزبور نيازمند رنگ خاص و درزگيري نسبت به نورهاي خارجي است. ايزولاسيون ديوارهاي خارجي از نظر رطوبت، صدا و حرارت حايز اهميت است.

▪ درب ها:

درب ها مي بايست حداقل عرضي معادل ۹۰ سانتي متر داشته باشند که امکان عبور دستگاه هاي کوچک بخش پيش از چاپ را به داخل داشته باشند. نصب روزنه شيشه اي مستطيل شکل کوچک بر روي درب هاي چوبي يا فلزي موجب مي شود که افراد بتوانند داخل اتاق را ديده بدون آنکه نياز به باز کردن درب يک فضا داشته باشند. همچنين روزنه مذکور موجب عدم تداخل ورود و خروج دو نفر از يک درب در يک زمان مي شود. البته در مورد اتاق تاريک (يا اتاق نور ايمن) نمي بايست از روزنه مزبور استفاده کرد و بالعکس مي بايست از تمهيدات خاصي جهت درزگيري و تله نور به کار بست که در بخش هاي بعدي در مورد آن توضيحاتي بيان خواهد شد.

جهت ورود تجهيزات بزرگ نظير سي تي پي و ايميج ستر مي بايست در طول مسير ورود از ورودي اصلي تا محل استقرار، يا برداشتن ديواره هاي موقت امکان پذير باشد و يا از درب هاي ورودي دو لنگه هر يک به پهناي حداقل ۹۰ سانتي متر که در حالت عادي يکي از لنگه ها بسته خواهد بود، استفاده شود.

▪ پنجره ها:

در اغلب بخش هاي قبل از چاپ نمي بايست از نور طبيعي از طريق پنجره ها استفاده جست، ليکن چنانچه نياز باشد با تعبيه پنجره هاي بزرگ يا قدي و پيوسته بين دو قسمت مختلف که نيازمند به ديد و نظارت باشند، در قسمت هاي داخلي نياز آن را مرتفع نمود. پنجره هاي فضاهاي نور ايمن مثل نور زرد نيز مي بايست به دقت بررسي شوند که شيشه ها و پلاکسي گلاس ها به طور کامل مشخصات فيلتر زرد يا نور ايمن مربوطه را داشته باشد. البته به طور کلي پيشنهاد مي شود که اتاق تهيه پليت کمتر تحت تشعشع کليه طول موج هاي مرئي و UV قرار گيرد. اغلب، نور زرد مناسب ترين نور براي اتاق تهيه و ظهور پليت است، حتي بعضي از انواع پليت هاي حرارتي غير حساس که به نور مرئي نيز حساسيت بسيار کمتري دارند، در مدت زمان طولاني تاثيرپذير از طيف مرئي خواهند بود.

در قسمت هايي که کامپيوتر و مانيتورها قرار مي گيرند مي توان از پنجره ها با نور غيرمستقيم به طور محدود استفاده کرد به نحوي که تا حد ممکن فاصله و زاويه تابش نور به مانيتور موجب انعکاس نور در آن نشود و همچنين تغييرات شدت نور در ساعات روز موجب گمراهي طراح در خصوص رنگ اوريژينال با نمونه نشان داده شده بر روي مانيتور نشود.

البته لازم است که طراح از نور ۵۰۰۰ درجه کلوين- کاملا مستقل از نور پنجره ها- در کليه ساعات شبانه روز اقدام به بررسي و تطبيق رنگ ها نمايد. اين موضوع در کليه مراحل تا مرحله کنترل رنگ در چاپ نيز صادق است.

▪ نورپردازي:

به طور معمول چراغ هاي جعبه مهتابي ۰۶-۰۶ cm داخل سقف کاذب جهت بخش هاي مختلف پيشنهاد مي شود. ميزان شدت نور سفيد در سطح ميزها به طور استاندارد مي بايست معادل ۸۰۰ الي ۱۰۷۵ لوکس واحد تابش نور باشد. هر کجا که موادي نظير پليت حساس به نور UV در دسترس باشد، لامپ هاي فلورسنت مي بايست با غشاء ضد UV پوشيده شوند. فضاهاي مربوط به اتاق تاريک يا safe light مي بايست مجهز به دو کليد سوئيچ برق يکي براي نور سفيد و ديگري براي نور ايمن باشند. کليد نور سفيد مي بايست داراي محافظ باشد که به طور تصادفي امکان روشن شدنش منتفي باشد. (در اينجا به لحاظ منسوخ شدن اتاق تاريک و نور قرمز از توضيحات در مورد تجهيز چنين اتاق هايي صرف نظر مي کنيم.) فضاهاي مجهز به نور زرد نظير اتاق هاي تهيه و ظهور بعضي از انواع پليت مي بايست به چراغ هاي زرد و سفيد با مدار کليد مجزا مجهز باشند. البته مي توان به جرات اذعان کرد که امروزه بيش از ۹۵ درصد سيستم هاي سنتي به تکنولوژي مدرن ديجيتال تغيير يافته و ديگر ضرورتي براي بررسي و ارايه محيط هاي استاندارد ليتوگرافي سنتي احساس نمي شود. ميزهاي مونتاژ، دستگاه هاي کنتاکت، دوربين هاي افقي و عمودي، تشتک هاي ظهور، ميزهاي روتوش، و اين اواخر حتي قيد کپي نيز ديگر جزو تجهيزات ليتوگرافي (البته ديجيتال) محسوب نمي شوند. در واقع با تبديل ليتوگرافي سنتي به ديجيتال شايد ۷۵ درصد فضا و نيروي انساني تقليل يافته است و در عوض سرعت، دقت و حجم انجام کار به مراتب افزايش يافته است.

▪ کنترل عوامل محيطي:

در کليه اوقات سال، نظارت و کنترل عوامل محيطي مثل دما و رطوبت نسبي مي بايست همواره صورت پذيرد.

به طور مثال توليدکنندگان فيلم شرايط استفاده از فيلم را در دماي ۱+۲۲ سانتي گراد و رطوبت نسبي ۵+ ۵۰% پيشنهاد مي کنند. ورقه هاي پلي استر فيلم در اثر تغيير رطوبت نسبي فاحش، ديگر خاصيت انعطاف نداشته و هر قطعه از فيلم در اثر افزايش يا کاهش شديد رطوبت، انقباض يا انبساطي متفاوت از فيلم ديگر خواهد داشت. اين امر مي تواند موجب عدم تطابق رنگ ها در چاپ شود.

به علاوه کاهش رطوبت باعث گيرکردن فيلم در ايميج ستر خواهد شد. در مجموع نصب يک سيستم (HVAC) هواساز مجزا براي بخش قبل از چاپ پيشنهاد مي شود.

ثبت مشخصات دما و تغيير رطوبت به صورت نمودار در طول ساعات کار و در طي هفته، در کنترل شرايط محيطي بسيار موثر خواهد بود. دستگاه هاي ظهور پليت و پليت سترها مقادير متنابهي گرما در محيط توليد مي کنند. لذا براي جذب حرارت مزبور در خصوص طراحي کانال هاي هوا نياز به محاسبات دقيق تر داشته و توان دستگاه هواساز مي بايست متناسب با آن محاسبه و اجرا شود.

بايد به اين نکته مهم توجه داشت که عدم توجه به ثبات رطوبت نسبي، حدود ۵۰ % و دماي محيطي ۲۲ درجه سانتي گراد مي تواند تاثير مستقيم در عمر مفيد ليزر دستگاه هاي سي تي پي داشته باشد. مساله بسيار مهم ديگر در تهويه هوا در محيط هايي که بخارات شيميايي وجود دارند نظير دستگاه هاي ظهور فيلم و پليت و همچنين پرينترهاي ليزر، بخشي از هوا مي بايست تخليه و همچنين هواي تازه به سيستم هوا اضافه شود. اين مطلب مي بايست توسط مهندس طراح سيستم تهويه هوا مورد مطالعه دقيق قرار گيرد.

جهت پرهيز از ورود گردوغبار و ذرات معلق از فضاهاي مجاور به اتاق ماده سازي پليت در بخش پيش از چاپ، هنگام باز و بسته شدن درب هاي ورودي و يا از طريق درزها، مي بايست فشار هواي اتاق مزبور نسبت به فشار هواي فضاهاي مجاور بيشتر و يا اصطلاحا مثبت باشد. اين امر به کمک ارسال حجم هواي بيش از نياز، توسط سيستم هواساز و يا تهويه به فضاي پيش از چاپ ميسر خواهد بود. بدين وسيله همواره يک جريان هوا از لابه لاي درزها و همچنين زماني که درب ورود و خروج باز مي شود از سمت اتاق پيش از چاپ به فضاهاي خارجي و يا اطراف ايجاد خواهد شد و موجب پس زدن گردوغبار و ذرات معلق از ورود به فضاي پيش از چاپ مي شود. البته نکته بسيار حايز اهميت تميز بودن و عاري بودن هواي تغذيه به بخش پيش از چاپ از ذرات معلق مي باشد که مي بايست از فيلترهاي مخصوص در مسير آن استفاده جست. فيلترهاي الکترواستاتيک که توسط يونيزه کردن مسير هوا باعث جذب ذرات معلق مي شوند، يکي از موارد مصرف جهت تصفيه هواي ورودي مي باشند. از اين فيلترها در مسير برگشت سرکولاسيون و گردش تهويه هوا نيز مي بايست استفاده کرد تا همواره هواي فضاي مربوطه را در يک سيکل دايمي تصفيه نمود و کلاس آن را در يک سطح خاص نگاه داشت.

همچنين سيستم هاي مستقل تصفيه گردش هوا که مي تواند در قاب هاي ۰۶-۰۹ cm سقف کاذب نصب شود نيز مي تواند در قسمت هاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد که به طور مستقل عمل تصفيه ذرات معلق از هوا را انجام مي دهد. يکي ديگر از راه هاي کنترل عدم ورود ذرات خارجي استفاده از نوارهاي چسبنده يکبار مصرف روزانه اي است که در ابتداي ورودي ها بر روي زمين نصب مي شود. ابتداي هر روز يک لايه از آن که ذرات روز قبل را جذب کرده از سطح نوار مزبور جدا شده و لايه جديد با چسبندگي مورد نياز از ورود ذرات همراه کفش از محيط بيروني تا حد زيادي جلوگيري مي کند. استفاده از تجهيزات جانبي ضد الکتريسيته ساکن نظير غلطک ها مي تواند در موارد خاص تماس، نسبت به جذب ذرات ريز آشغال و گردوغبار از سطوح فرضا فيلم و يا اريژينال بسيار موثر باشد.

▪ آب و برق:

مشخصات توان مصرفي جريان و ولتاژ تجهيزات مي بايست به دقت ثبت و پريزها و کابل هاي متناسب با آنها در نقاط مورد نظر تعبيه و نصب شوند. براي مثال روشنايي ها اغلب با جريان تک فاز ۲۲۰ ولت تغذيه مي شوند. ليکن تجهيزات بر اساس مشخصات فني آنها، گاهي نياز به جريان سه فاز ۳۸۰ يا ۴۰۰ ولت و پريزهاي صنعتي خاص با اتصال زمين (Erth) مناسب دارند. دسترس بودن پريزها و مستقل بودن سيم تغذيه هر يک از ديگري با تعبيه فيوز مجزا با ذکر شماره پريز در جعبه فرعي و يا اصلي بسيار حايز اهميت مي باشد. عدم تغذيه دو يا چندين دستگاه از يک پريز و تعبيه سيم کشي و يا کابل خاص براي يک دستگاه به خصوص از ديگر نکات مورد اهميت در بخش تغذيه الکتريسيته تجهيزات مي باشد.

همواره استفاده از UPS با جريان سينوسي و استابلايزر ولتاژ مخصوصا براي تجهيزات با توان مصرفي بالا که نصب UPS هزينه سنگين دارد - نظير پروسسورهاي پليت و فيلم- از مهم ترين پارامترهاي پيشگيري در صدمه به تجهيزات ليتوگرافي ديجيتال مي باشد.

بايد توجه داشت که بعضا نصب يک UPS با توان بالا به صرفه تر از نصب چندين UPS کوچک به طور مستقل براي تجهيزات مختلف مي باشد. به ويژه از بعد نگهداري و خدمات پشتيباني آنها، آب جهت ظهور فيلم و پليت، سينک شست وشوي رک هاي پروسسور و غلطک ها به طور معمول به مقدار زيادي مورد نياز است. اغلب از آب شير براي منظور فوق استفاده مي شود، ليکن مي بايست به سختي آن توجه کرد. چنانچه ضريب هدايت الکتريکي conductivity آب مصرفي بيش از ۵۰۰ ميکرواهم بر سانتي متر باشد به طور حتم مي بايست آب را ترميم نمود تا موجب عدم بروز مشکلات در چاپ به لحاظ وجود ناخالصي ها شود. چنانچه سختي آب از ميزان مذکور بيشتر باشد، مشکلاتي نظير رسوب نمک بر روي غلطک ها و پليت ها و همچنين نقاط ريز بر روي پليت ها را شاهد خواهيم بود.

اغلب جهت پايين آوردن سختي آب، نصب تجهيزات و تانک هاي Reverse Osmosis پيشنهاد مي شود و در عوض سيستم هاي water softner پيشنهاد نمي شود. يکي ديگر از موارد مورد توجه در خصوص تغذيه آب و پروسسورها مي تواند دماي بالاي آب، بيشتر در نواحي گرم مخصوصا در فصل تابستان باشد.

در اين خصوص آب مزبور مي بايست توسط چيلر خنک شود تا قابل استفاده در پروسسورها باشد. لزوم انجام چنين کاري بررسي مشخصات فني پروسسورها از طريق شرکت سازنده و مطالعه حداکثر دماي آب شهر در ايام تابستان است.

تخليه و فاضلاب نيز از جمله مواردي است که مي بايست از قبل به طور دقيق، هم از لحاظ موقعيت مکاني در کف و هم از لحاظ موقعيت ارتفاعي طراحي و اجرا شود. مساله بسيار مهم آن است که آيا مواد به داخل تانک اختصاصي فاضلاب تخليه مي گردد و يا اين که به شبکه فاضلاب شهري و يا مستقيما به داخل چاه هدايت مي شود. در اين خصوص مي بايست دستورالعمل ها و قوانين محلي و يا شهرک صنعتي محل اجراي پروژه به دقت رعايت شود. بايد در نظر داشت که هدايت مواد ظهور يا ثبوت به داخل فاضلاب شهري و يا چاه ها اثرات جبران ناپذيري بر محيط زيست وارد خواهد آورد. البته وجود سيستم دفع و يا بازيافت نيز توسط مراکز خصوصي و يا دولتي بسيار حايز اهميت بوده و تنها در اين حالت مي توان فاضلاب مزبور را در تانکر مخصوص جمع آوري نمود تا به شرکت هاي ذي ربط جهت امحا و يا بازيافت تحويل داد.

در مجموع لوله هاي تخليه پروسسور مي بايست يا از جنس PVC باشد و يا آهن، ليکن نبايد از لوله هاي مسي استفاده کرد. بهتر است همواره دريچه تخليه کف نزديک پروسسور تعبيه شود تا از حجم لوله کشي کاسته شود. چنانچه سيني فلزي و يا پي وي سي در زير پروسسور قرار گرفته است، همواره مي بايست يک لوله سر ريز نيز در آن تعبيه شده که در صورت نشت دارو از سرريز شدن آن و سرايت به کف اصلي ممانعت به عمل آورد.

اغلب تجهيزات قبل از چاپ نظير سي تي پي نياز به کمپرسور هوا دارد. چنانچه پمپ از نوع صدادار نظير پمپ هاي پيستون است، مي بايست آن را در محلي خارج از فضاي پيش از چاپ قرار داد که صداي آن موجب آلودگي صوتي نشود و از طرفي نيز مي بايست امکان نگهداري و بازبيني مکرر آن باشد. همچنين در محل هاي باز با رطوبت بالا نصب نشود که همواره موجب جمع شدن مقادير زيادي آب در مخزن آن شده و هواي مورد نظر داراي رطوبت بسيار بالا خواهد بود. جايگزين کمپرسورهاي واکيوم

Activated-Ventari که بدون صدا مي تواند در داخل فضاي پيش از چاپ کنار دستگاه قرار گيرند نيز پيشنهاد مي گردد.

اين خط تغذيه هواي فشرده مي بايست بين ۰۸psi تا ۰۰۱psi فشار داشته و به طور کامل تميز و خشک باشد. به اين منظور مي بايست از فيلترهاي مورد نظر در مسير انشعاب آن استفاده جست.

▪ اطفاء حريق:

به غير از تعبيه کپسول هايي نظير گاز ۲ CO و نصب سيستم اتوماتيک آب پاش در سقف کاذب يکي از مهم ترين موارد پيشگيري از سرايت آتش به قسمت هاي ديگر به خصوص توليد و انبار مي باشد. کليه بخش هاي سيستم مزبور از جمله لوله کشي ها همگي داخل سقف کاذب انجام مي شود و تنها کلگي آب پاش آن از سطح سقف کاذب خارج شده و زير سطح کنار سنسور حساس به دود و يا گرما قرار مي گيرد.

راهنمای خرید پرنتر

با توجه به افزایش روز افزون اطلاعات، امکان چاپ و پرینت گرفتن همه آنها مقدور نیست و البته جهت حرکت به سمتی است که اصطلاحا دنیای بدون کاغذ نامیده می شود و همه امید دارند که روزی فرا برسد که بی نیاز از مصرف کاغذ باشیم. ولی در شرایط فعلی بعضی مواقع لازم است که اطلاعات موجود در کامپیوترمان را بر روی کاغذ منتقل کنیم که اصطلاحا عمل چاپ یا پرینت گرفتن گفته می شود. و بدین ترتیب لزوم خرید پرینتر مطرح می گردد.

انتخاب و خرید نوع پرینتر کاملا به میزان نیاز و مصرف ما بر می گردد. مثلا قیمت کارتریج های جوهر خیلی گران است. شاید بتوانید چاپگری بخرید که 30 دلار قیمت دارد ولی برای هر نوبت خرید کارتریج جوهر هم، باید 30 دلار بپردازید. معمولا چاپگرهای ارزان تر، هزینه مصرف بیشتری دارند. یعنی شاید خود پرینتر ارزان باشد اما کارتریج آنها گران است. قبل از خرید حتما قیمت کارتریج ها را بپرسید.

معمولا سازندگان کارتریج، مشخصه های آنها را مانند طول عمر، کیفیت و غیره اعلام می کنند که می تواند کمک خوبی برای مقایسه باشد. مثلا چند صفحه A4 چاپ می کند تا تمام شود؟

پرینترهای قدیمی کند بودند و ضمن آنکه کیفیت چاپ خوبی هم نداشتند و گران هم بودند. تا همین چند سال قبل واقعا نمی توانستید پرینتر Ink jet ارزان تر از 500 دلار را بخرید، ولی امروزه قیمت ها خیلی تغییر کرده و خرید پرینتر پول زیادی نمی خواهد و می توانید به راحتی در بازار، نوع های خوب با کیفیت و قیمت مناسب پیدا کنید.

تولید کنندگان پرینتر مطابق نیاز مصرف کنندگان، قیمت هر دو نوع پرینتر لیزری و Ink jet را کاهش داده اند. قیمت پرینترهای Ink jet به زیر 50 دلار رسیده است و اخیرا" نوع های لیزری ارزان قیمت هم به بازار آمده است. پرینترهای ارزان، خوب هستند و می توانید آنها را بخرید اما پیشنهاد می کنم کمی جستجو کرده و مدل ها را با هم مقایسه کنید تا بعد از خرید پشیمان نشوید. در این مقاله به چند نکته اشاره می کنم که در خرید پرینتر به شما کمک خواهد کرد.

نکات

اولین نکته آن است که به قیمت وسایل مصرفی پرینتر توجه کنید. مخصوصا وقتی پرینتر Ink jet می خرید. سازندگان پرینتر، ضرری را که در قیمت فروش پرینتر متحمل می شوند، با افزایش قیمت کارتریج جوهر و کاغذ پرینتر جبران می سازند. واقعا قیمت کارتریج های با جوهر رنگی و کاغذ چاپ عکس، ممکن است شما را از خرید پرینتر منصرف کند. هنگام خرید پرینتر انتخاب سرعت چاپ و کیفیت چاپ به شما بستگی دارد. پس در مجموع هنگام انتخاب پرینتر باید قیمت پرینتر را به همراه توانمندی و قیمت قطعات آن در نظر بگیرید.

بهتر است در هنگام خرید پرینتر، نیاز خود را تعریف کنید. مثلا دو نکته "کیفیت چاپ" و "تعداد مستنداتی را که چاپ می کنید" در نظر بگیرید. اگر تمام چیزی که چاپ می کنید، لیست هفتگی صورت حساب بانک تان است و شاید هم نهایتا یکی دو تا نامه در هفته پرینت می کنید، پس یک پرینتر Ink jet سیاه و سفید ارزان قیمت، مناسب شماست. ولی اگر می خواهید عکس های رنگی بچه ها و خانواده تان را هم چاپ کنید باید به دنبال چاپگر Ink jet رنگی با مدل بالاتر باشید. و اگر روزانه تعداد زیادی پرینت لازم دارید، توصیه می کنم پرینتر لیزری بخرید.

پرینتر Ink jet

معمولی ترین پرینتر های امروزه، انواع Ink jet و لیزری هستند که هریک از تکنولوژی خاص خود سود می جویند. پرینتر Ink jet با پاشیدن نقطه های کوچک جوهر روی کاغذ کار می کند. نوع رنگی این پرینتر هم با پاشیدن جوهر رنگی میتواند متون ساده تا تصاویر کامل عکس را تهیه نماید. متون سیاه چاپ شده توسط این پرینترها معمولا به خوبی متون چاپ شده توسط پرینتر های لیزری هستند. این پرینتر ها برای مصارف روزانه در خانه یا شرکتهای کوچک مناسب می باشند. قیمت این پرینتر ها از 50 دلار تا 500 دلار است و هرچه قیمت افزایش یابد، کیفیت و سرعت هم افزایش خواهد یافت. چاپگر سیاه و سفید ارزان تر از نوع رنگی آن است.

پرینتر لیزری

تکنولوژی بکار رفته در پرینترهای لیزری همانند دستگاه های فتوکپی است. تصویر با یک شارژر الکتریکی روی استوانه دوار داخل پرینتر ساخته می شود. بار الکتریکی، ذرات یک پودر (تونر) را جذب کرده و تصاویر را می سازد. این استوانه منقوش به تصویر روی یک کاغذ می چرخد و بار الکتریکی کاغذ باعث می شود که این پودر از استوانه به کاغذ منتقل شود. تصویری که به این روش بدست می آید فوق العاده دقیق و خوب است.

توان چاپ تعداد کاغذ در پرینتر های لیزری مشخصه مهم آنهاست که می توانند کاغذ زیادتری را برای چاپ در خود نگه دارند. مقدار واقعی چاپ که ماشین می تواند انجام دهد بنام DUTY CYCLE است و معمولا به صورت تعداد کپی در ماه بیان می شود. مثلا DUTY CYCLE ماهانه معادل 5000 یعنی پرینتر می تواند ماهانه تعداد 5000 برگ چاپ کند. اگر مقدار بیشتری چاپ لازم دارید باید پرینتری با DUTY CYCLE بالاتر بخرید. به هر حال اگر مصرف چاپتان بالاست، باید پرینتر لیزری را انتخاب کنید.

کیفیت چاپ

کیفیت چاپ در مشخصه های پرینتر تحت عنوان رزولوشن (Resolution) تعریف می شود. رزولوشن بیان می کند که در هر اینچ چاپ، چند نقطه جا می گیرد. پس هر چه تعداد نقطه در اینچ بیشتر باشد، کیفیت چاپ بالاتر است. تا چند سال پیش رزولوشن dpi 300*300 معمولی بود. امروزه حتی پرینترهای ارزان Ink jet هم در کیفیت بالای dpi 1200*1200 کار می کنند.

یادتان باشد که dpi معرف کیفیت خروجی پرینتر است. اگر به چشم خود اعتماد دارید توصیه می کنم نوع چاپ هر چاپگر را هم نگاه کنید. معمولا فروشندگان، از هر چاپگری نمونه ی چاپ تهیه می کنند و به رویت مشتری می رسانند. وقتی به این نمونه چاپ ها نگاه می کنید اول به «وضوح متن چاپ شده»، دقت کنید. از خیلی نزدیک به نوشته ها نگاه کنید که آیا نوشته ها دندانه دار هستند یا خیر؟ به روشنی و تاریکی چاپ هم توجه کنید و مطمئن شوید که کاراکتر ها تمیز و کاملا واضح باشند.
در مورد پرینتر های رنگی به کنتراست و وضوح رنگ ها دقت کنید. توجه کنید که رنگها در هم حل نشده باشند. دقت کنید تا در جاهایی که خطوط سیاه وجود دارد کاملا تمیز و تفکیک باشند. حتی بهتر است نمونه چاپ ها را بر روی چند نوع کاغذ ببینید. بعضی پرینترها، روی کاغذ گران، کیفیت خوب می دهند.

سرعت چاپ

معمولا سرعت چاپ پرینتر با ppm یا "صفحه در دقیقه" انداره گیری می شود. در پرینترهای رنگی سرعت چاپ سیاه و سفید با رنگی متفاوت است. مثلا متن سیاه و سفید با سرعت 12ppm چاپ می شود اما رنگی با سرعت 10ppm چاپ می شود. شاید سرعت برایتان مهم باشد. اگر چنین است آن را مورد توجه قرار دهید، در غیر این صورت به بودجه خود نگاه کنید.

قیمت چاپ

وقتی از پرینتر استفاده می کنید، هزینه مصرف را نیز باید به قیمت اولیه که می پردازید اضافه کنید. پرینترهای Ink jet از کارتریج های جوهر استفاده می کنند و پرینتر های لیزری، کارتریج های تونر و درام را بکار می گیرند. جالب است بدانید که قیمت کارتریج های جوهر خیلی گران است. شاید بتوانید چاپگری بخرید که 30 دلار قیمت دارد، ولی برای هر نوبت خرید کارتریج جوهر هم باید 30 دلار بپردازید.
معمولا چاپگرهای ارزان تر، هزینه مصرف بیشتری دارند. یعنی شاید خودشان ارزان تر باشند اما کارتریجشان گران است. قبل از خرید حتما قیمت کارتریج ها را بپرسید. معمولا سازندگان کارتریج، مشخصه های آن ها را مانند طول عمر، کیفیت و غیره اعلام می کنند که می تواند کمک خوبی برای مقایسه باشد. مثلا چند صفحه چاپ می کند تا تمام شود. قیمت این کارتریجها معمولا بین 25 تا 40 دلار است.

اتصالات چاپگر

اکثر کامپیوترها پورت پارالل دارند که می توان پرینتر را به آن وصل کرد. (توضیحات بیشتردر مورد این اصطلاحات در سایر مقالات سایت میکرو رایانه) کامپیوترهای جدید پورت USB دارند که پرینتر های جدید به آن وصل می شوند. بعضی پرینتر ها را می توان به هر دو پورت وصل کرد. معمولا اتصال به پورت USB راحت تر و سریع تر است